شمارهٔ ۱۷ ادیب صابر
ادیب صابر / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به هیچ وقتی اگر نام کهتران شمری
مرا و نام مرا اندر آن شمار شمر
در آن تبار که یک تن مخالف تو بود
ز روزگار ببارد بر آن تبار تبر
قمار کرد قمر با منازع تو به غم
سپرد عمر منازع در آن قمار قمر
بخار غم ز سرم بر دوید زآب دو چشم
یکی مرا به بزرگی از این بخار بخر
اگر ز چشم تو خوشنودیی شکار کنم
ز جام زهر بود مر مرا شکار شکر
چرا همیشه به جرم و خطای من نگری
به فضل خویش بر این عذر چون نگار نگر
درید پرده من پیشتر مدار فلک
تو نیز باقی پرده بر این مدار مدر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با زبانی تمثیلی و استعاری از درد و رنج خود سخن میگوید. او از نارضایتیاش از زندگی و مشکلاتش میگوید و به نوعی به دروننگری و تفکر دربارهی سرنوشت و تقدیر خود میپردازد. شاعر به نابرابری میان خود و خویشتن اشاره میکند و از خوشیها و غمهایش سخن میگوید. او از زیبایی و رنج همراه با یکدیگر حرف میزند و از خداوند درخواست میکند که به او توجه کند و به جای قضاوت بر اساس خطاها، او را با فضل و رحمت بنگرد. در انتها نیز به محدودیتهای وجودی خود اشاره میکند و به نوعی به این نکته میپردازد که باید به واقعیتهای زندگی بهطور روشن بنگرد.