نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ ادیب صابر

ادیب صابر / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

تا بشنیدم که ناتوانی

دلتنگ شدم چنانکه دانی

گفتم شخصی بدان لطیفی

افسوس بود به ناتوانی

افتاد ز هاتفی به گوشم

ناگاه ندای آسمانی

کان نیست به ناتوان افسوس

کافسون به دوست زندگانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از احساس دلتنگی و ناتوانی صحبت می‌کند. او می‌گوید که وقتی درباره ناتوانی می‌شنود، دلتنگ می‌شود، اما سپس به یک پیام آسمانی گوش می‌دهد که به او یادآوری می‌کند نباید به ناتوانی افسوس خورد. در عوض، زندگی با دوستی و ارتباطات مثبت معنا پیدا می‌کند.