نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵ ادیب صابر

ادیب صابر / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای روی تو چو خلد و لبانت چو سلسبیل

بر خلد و سلسبیل تو جان و دلم سبیل

در طاعت وای تو آمد دلم از آنک

از طاعت است یافتن خلد و سلسبیل

ناهید پیش طلعت تو کی دهد فروغ

خورشید پیش عارض تو کی بود جمیل

بغداد حسن و مصر جمالی و چشم من

بغداد را چو دجله بود مصر را چو نیل

با چشم من بساز که خوبی و خرمی

هم دجله را قرین شد و هم نیل را عدیل

از بار رنج هجر تو قدم بود چو دال

وز دست زخم هجر تو خدم بود چو نیل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی معشوق خود اشاره می‌کند و از او به عنوان باغ و گل‌هایش یاد می‌کند. او می‌گوید که عشق و طاعت معشوق او را به بهشت و نعمت‌هایش نزدیک می‌کند. همچنین به زیبایی‌های طبیعی همچون ناهید (زهره) و خورشید اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ یک از آنها در برابر زیبایی معشوقش نمی‌توانند تاب بیاورند. شاعر بین شهرهای معروف به زیبایی مانند بغداد و مصر و چشم خود مقایسه می‌کند و می‌گوید که چشم او هم‌چون دجله و نیل، با زیبایی اطرافش درآمیخته است. در نهایت، او از رنج فراق معشوق و زخم‌های ناشی از آن سخن می‌گوید و آن را با دلتنگی و فاصله به تصویر می‌کشد.