ادیب صابر
درگذشته ۵۴۶ هجری قمری، ترمذ
زندگینامهٔ ادیب صابر
شرفالادباء شهابالدین ادیب صابر بن اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی در خوارزم ماند و اتسز را مدح گفت. اتسز توطئهای برای قتل سنجر ترتیب داده بود. ادیب صابر از آن آگاه شد و سنجر را مطلع کرد و نقشهٔ اتسز باطل گردید. به همین دلیل اتسز دستور داد او را در رود جیحون غرق کردند.
آثار ادیب صابر
شعرهای ادیب صابر
- شمارهٔ ۳۱ — زلف تو از مشک و مشک پر گره و بند
- شمارهٔ ۳۰ — چه لعبتی است که او سر بریده خوب آید
- شمارهٔ ۲۷ — گر ز جفا دوست پشیمان شود
- شمارهٔ ۲۹ — سبزه ها چون نقش دیبا دلبر و زیبا شدند
- شمارهٔ ۲۸ — این پری رویان که با زلف پریشان آمدند
- شمارهٔ ۲۵ — آزر و مانی که صورتهای دلبر کرده اند
- شمارهٔ ۳۲ — اگر چه عشق بتان سر به سر بلا باشد
- شمارهٔ ۲۶ — خوبی به روی خوب تو اقرار میکند
- شمارهٔ ۴۰ — بت سرو قدی و سرو سمن بر
- شمارهٔ ۳۵ — آنکه رویت را به حسن روی شیرین آفرید
- شمارهٔ ۳۷ — سرو سیمینی و سیمین سرو را یاقوت بار
- شمارهٔ ۳۶ — صورتگران چه حیله و تدبیر کرده اند
- شمارهٔ ۳۴ — آمد آن فصل که در وی همه جز مل نخورند
- شمارهٔ ۳۸ — بر روی آفتاب تو آن زلف تابدار
- شمارهٔ ۳۹ — اگر ندیده ای از مشک پیش لاله سپر
- شمارهٔ ۳۳ — چنین یاری که من دارم به حُسنش یار کی باشد
- شمارهٔ ۴۷ — امارت گرفت افتخاری دگر
- شمارهٔ ۴۶ — چو کهربا شد برگ و چو لعل گشت عصیر
- شمارهٔ ۴۸ — روزه رفت و رسید عید فراز
- شمارهٔ ۴۵ — زهی در غمزه چون هاروت ساحر
- شمارهٔ ۴۳ — ای رخ و زلفین تو در فتنه دام روزگار
- شمارهٔ ۴۱ — چه حلقه هاست بدان زلف تابدار اندر
- شمارهٔ ۴۲ — زنایبان رخ و چشم و زلفت ای دلبر
- شمارهٔ ۴۴ — خمار داد سرم را به چشم نیم خمار