شمارهٔ ۱۰۶ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان است
جهان را دوستی امروز از صبحش نمایان است
ز عریانی نباشد دست من زیر بغل دایم
که دست نارسا شرمنده از چاک گریبان است
به شاهد نیست حاجت روز محشر کشتگانت را
که شمشیر تو خون آلود و زخم ما نمایان است
دم عیسی است طالب را سموم وادی ایمن
که جنت کعبه رو را سایهٔ خار مغیلان است
چه حرف است این سعیدا می توان دل کند از آن لب ها
که هم مرجان و هم یاقوت و هم لعل بدخشان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جاذبههای عشق صحبت میکند. نگاه معشوق با وجود لبهای خندان و خوشحال، در واقع پنهانکننده درد و رنج است. شاعر به عریانی و ناتوانی خود در ابراز احساسات اشاره دارد و میگوید که نیازی به شاهد نیست چون زخمهای عاشق بر تنش نمایان است. همچنین به تلخی و زهرهای عشق اشاره میکند و در نهایت سوال میکند که آیا میتوان از جذابیت و زیبایی معشوق دل برداشت، در حالی که آن لبها همچون جواهرات باارزش هستند.