نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

تا شانه شد مشاطه گر آن زلف عنبربیز را

پامال شد مشک خطا در زیر پا شبدیز را

با زاهد بیمار دل برگوی ز افلاطون خم

صحت شود گر بشکند با جام می پرهیز را

گردون اگر بر هم خورد خورشید دیگرگون شود

مگذار تا پیچد به هم آن زلف پرانگیز را

در صحبت چون و چرا کم گوی سر عشق را

زینهار با خامان مده جام می لبریز را

شام سعیدا صبح شد از پرتو یک جام می

روزش نکو هرگز نشد آن زاهد شب خیز را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت زلف مشاطه‌گر اشاره می‌کند و از تأثیر آن بر دل و روح انسان می‌گوید. او به زاهدان که در غفلت به سر می‌برند، هشدار می‌دهد و به‌خصوص بر لزوم دوری از پیش‌داوری و صحبت‌های بی‌مورد تأکید می‌کند. همچنین به جام می و تأثیرات مثبت آن بر زندگی اشاره دارد و می‌گوید که شب و روز انسان‌ها بستگی به نگاه و رفتارشان دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هر فرد باید به جای سرزنش دیگران، به دلایل عاشقانه زندگی‌اش توجه کند.