نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بیرون ز سینه طرح مینداز داغ را

چشمی بد است رخنهٔ دیوار باغ را

در موسمی که لاله قدح پر ز خون کند

حیف است بی شراب گذاری ایاغ را

بس جستجوی یار که کردم ز هر دیار

دانسته کس نداد ز جانان سراغ را

روغن کشم ز نرگس بادام، شام هجر

روشن کنم به یاد نگاهی چراغ را

از یار اهل جذبه سعیدا صفا برند

خود گو چه سود نکهت گل بید باغ را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مضامین عشق و اشتیاق اشاره دارد. شاعر از عواطف شدید خود سخن می‌گوید و از دلتنگی‌هایش برای دیدار یار و حضوری در باغی که نماد زیبایی است، صحبت می‌کند. او در جستجوی یار خود از هر مکانی تلاش کرده و به یاد او در دوران جدایی، سعی دارد با یادآوری زیبایی‌ها و خاطرات، خود را تسلی دهد. این شعر به حسرت و yearning در برابر عشق ناتمام اشاره می‌کند و نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات انسانی است.