شمارهٔ ۱۱۶ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
در مبند بر رویم سجده گاه من این است
ابروی تو را نازم قبله گاه من این است
یاد می کنم او را می روم ز یاد خود
سخت تیزگامم من جلوه گاه من این است
گفتگوی بدگو را کی قبول می سازد؟
با گدا سری دارد طرز شاه من این است
وقت عرض حال خود مطلب از دلم تا لب
نارسیده می سوزد کار آه من این است
گوشهٔ خراباتی یا بنای ویرانی
گاه خلوت آن خلوت خانقاه من این است
زخم تیغ ابرویت از دلم نگردد به
دیده ام تو را روزی زان گواه من این است
در گل و ملی پیدا آفتاب و ماهی تو
با چه نام خوانندت اشتباه من این است
یاد دوست می سازم ذوق نشئه می یابم
می روم ز خود هر دم شاهراه من این است
از رخ بتان دیدن وز می نهان خوردن
توبه کی کنم هرگز گر گناه من این است
در جزا سعیدا را آرزوی دیگر نیست
بس بود اگر گویی دادخواه من این است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ابراز عشق و دلدادگی خود به محبوبش میپردازد. سجدهگاه و قبلهاش ابروی محبوب است و او را به عنوان یادآوری از خود و دنیای اطرافش میبیند. او به یاد محبوب، از یاد خویش غافل میشود و در مقابل بدگوییها و نظرات منفی دیگران، به محبت و صفای دل خود درباره محبوب پایبند است. شاعر از درد و زخمهای عشق میگوید که هیچگاه فراموش نمیشود و لحظات خوشی را که در کنار محبوب تجربه کرده، به یاد میآورد. او به زیبایی و نور محبوب در رشته زندگیاش اشاره میکند و با تمام وجود از عشقش دفاع میکند، این عشق را تقسیمناپذیر و گناههایش را توجیه میکند. در نهایت، او تنها آرزویش را بیان میکند که محبوبش در عین دادخواهی او را بشنود و درک کند.