شمارهٔ ۱۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مصور چون به تصویر آورد موی میانش را
چسان خواهد کشیدن با قلم مد بیانش را
دلم پیوسته از چین دو ابرویش حذر دارد
که نتواند کشیدن غیر صانع کس کمانش را
کلالت نیست در نطقش سخن لیکن ز بیتابی
چو بیرون می شود بوسیده می آید دهانش را
ز عین عالم نگردیده واقف حق نمی داند
که کور از بی وقوفی ها یقین داند گمانش را
خیالم را ظهور مهر فیضش کرده پیراهن
که شمع از پردهٔ فانوس سازد دودمانش را
نه با اغیار نی با من سعیدا الفتی دارد
که از آن دوست میدارم دل نامهربانش را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به描述 زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل و جانش میپردازد. او به تصویر موهای معشوق و ابروهایش اشاره میکند و میگوید که نتوانسته کسی را به زیبایی او بیابد. همچنین، شاعر به احساسات متناقضی اشاره دارد که در او به وجود میآید، حتی زمانی که معشوق در کنار او نیست و در دلتنگی از او سخن میگوید. در نهایت، شاعر بیان میکند که هیچ کس نمیتواند به خوبی او احساس کند و محبتش را از دیگران متمایز میسازد.