شمارهٔ ۱۲۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
خداش خیر دهد هر دو را بجا گفته است
غبار خاطر آیینه شد دمیدن خط
به سنگ کار کند حرف حق خدا گفته است
فلک سجود و ملایک درود عیسی عشق
کلیم، مطلب و جبریل این ندا گفته است
قدم به دیدهٔ آدم نه و ز عرش گداز
شبی که دلبر من با خدا ثنا گفته است
سلام من برسان ای صبا به شاه نجف
بگو سگ تو عجب نکته ای بجا گفته است
برای شاهد اخلاص اعتقاد ضمیرش
دو قطعه در غزل راه کربلا گفته است
هر آن کسی که بگوید که گفته این ابیات
روان بگو که سعیدای بینوا گفته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و دلربایی چشم محبوب اشاره دارد و از کسی که این ویژگیها را توصیف کرده، قدردانی میکند. شاعر با استفاده از نمادهای دینی و به تصویر کشیدن عشق و عرفان، نشان میدهد که اشعارش از حقیقت و اخلاص سرچشمه گرفتهاند. او از وجود محبوب و ارتباط آن با خداوند سخن میگوید و در نهایت به خود اشاره میکند که این ابیات را با حالت فراق و دلتنگی سروده است.