شمارهٔ ۱۳۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عندلیب روح را تن آشیان گردیده است
یوسفی را چاه زندان خانمان گردیده است
عمرها شد جان به گرد کوی او دارد طواف
تن به عزم دیدن آن رو روان گردیده است
گر سرم گردد به گرد دل عجایب نیست این
بر سر یک نقطه ای نه آسمان گردیده است
ناتوانی بسکه ما را بر زمین افکنده است
آسمان در خانهٔ ما آستان گردیده است
بیشتر عرفان سعیدا جهل آمد بر درش
بس یقینها بر سر آن کو گمان گردیده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان عشق و شوق و وابستگی عمیق به محبوب میپردازد. شاعر به طور استعاری از وجود خود و حالاتی که به خاطر عشق دچار آن شده، سخن میگوید. او به وضعیتهای روحانی و روانی خود اشاره میکند، مانند احساس زندانی بودن و برای دیدن محبوب خود دائماً در حال سفر و طواف. همچنین، ابراز ناتوانی و فروغلتیدن به زمین به خاطر عشق و حقیقتهای پنهان و مشکوک نیز از مضامین دیگر این شعر است. در نهایت، شاعر به جهل و تصورات نادرست در مسیر عرفان و حقیقت اشاره میکند.