نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۳ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در محیط دین ز بس کشتی تبه گردیده است

کعبه را زان جامه در ماتم سیه گردیده است

بسکه در عین گنه از دیده اشکم رفته است

چشم من سرچشمهٔ بحر گنه گردیده است

یک سر مو نیست خالی زلف از جان و دلی

چون نگردد سیر آن چشم سیه گردیده است

در طریق عشق ای بی درد هرگز پا منه

در پی ما سر ز سختی های ره گردیده است

از طلوع اختر طالع سعیدا سال هاست

یار ما در صبح مهر و شام مه گردیده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در شعر فوق، شاعر از غم و اندوهی که در دین و عشق وجود دارد سخن می‌گوید. او به خراب شدن کعبه از بی‌وفایی‌ها و گناهان اشاره می‌کند و می‌گوید چشمانش به دریایی از غم و گناه تبدیل شده است. همچنین به عشق اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که در راه عشق باید با احتیاط قدم برداشت، زیرا این راه پر از سختی‌هاست. در نهایت، شاعر به انتظار یک یار خاص اشاره کرده و از خوشبختی‌ای که بر اثر محبت به وجود می‌آید سخن می‌گوید.