نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نور شکوه حق ز مقابل رسیده است

وقت شکست آینهٔ دل رسیده است

آب ستادهٔ آینهٔ زنگ بسته است

بیچاره رهروی که به منزل رسیده است

ما را به عیب لاغری از صیدگه مران

کز تار سبحه فیض به صد دل رسیده است

تا گوهر وجود تو را نقش بسته است

جان محیط بر لب ساحل رسیده است

صد پیرهن عرق گل خورشید کرده است

تا میوهٔ وجود تو کامل رسیده است

تا شعله می زند به میان دامن سفر

صد کاروان شرار به منزل رسیده است

این خوش غزل به جذب سعیدای نقشبند

صائب ز بحر دل به انامل رسیده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی از تجلی و نور حقیقت اشاره دارد که در آینه دل انسان نمایان می‌شود. زمان شکستگی و آسیب‌پذیری دل فرارسیده و در این راه، انسان‌ها باید از عیب‌ها و کمبودهای خود بر حذر باشند. هر فردی که تلاش کند و به حقیقت برسد، در نهایت به مطلوب و کمال خود خواهد رسید. در این مسیر، نمادهای مختلفی مانند آب، میوه، و کاروان‌ها به تصویر کشیده شده‌اند که نشان‌دهنده حیات، رشد، و سفر به سوی حقیقت هستند. در نهایت ذکر شده که این غزل به جاذبه و سعادتی از نوع خاص اشاره دارد که به دل نزدیک شده است.