نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۴ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جستجوی جان جانان کن که جان پیداست کیست

میزبان را شو شناسا میهمان پیداست کیست

چون شنیدم رمز «الرحمن علی العرش استوا»

بر سریر آسمان بنشسته آن پیداست کیست

جز درون دیده، خوبان راه نتوانند کرد

آن که در دل ها اثر دارد نهان پیداست کیست

آن که بر صدر این نه آشیان کرده است دوش

از سکونت کردگان آستان پیداست کیست

معرفت بر ظاهر اشیا سعیدا مشکل است

ورنه در باطن تجلی کرده آن پیداست کیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به جستجوی حقیقت وجود و شناسایی الوهیت می‌پردازد. شاعر از مخاطب می‌خواهد تا به دنبال جان حقیقی باشد و به شناخت عمیقتری از خداوند و میهمانان او (انسان‌ها) برسد. او به رمزهای الهی اشاره می‌کند و می‌گوید که شناخت واقعی و معرفت بر اساس ظاهر چیزها دشوار است، بلکه در باطن و دل‌ها حقیقت نمایان می‌شود. شاعر همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که آن چیزی که بر جایگاه بلند قرار دارد، در واقع نشانه‌ای از وجود خداوند است.