شمارهٔ ۱۶۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صاحب نفسی را که اثر در نفسش نیست
نخلی است که جز غم ثمری پیشرسش نیست
شوخی که طلبکار و هواخواه ندارد
نارست ولیکن مدد از خار و خسش نیست
آن که مقید به لباس است چه چیز است؟
مرغی است گرفتار و به ظاهر قفسش نیست
از بس که سبک میگذرد قافلهٔ عمر
ما گوش به آواز و صدا در جرسش نیست
در خانه کسی هست مرا، لیک چه سازم؟
دلسخت چنان است که صد حرف بسش نیست
در غمکدهٔ عشق خوشا حال سعیدا
امروز که جز درد و الم هم نفسش نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأمل در حالتی از انسان و زندگی میپردازد. او به تصویری از فردی اشاره میکند که اثرات و ثمرات خوبی در زندگیاش نیست، مانند درختی که فقط غم میدهد. همچنین به نوعی از بینیازی و آزاد بودن در روح اشاره میکند که حتی در لحظات تاریک نیز به راحتی نمیتواند خود را از قید و بندها رهایی بخشد. شاعر به زندگی سریعالعمر اشاره میکند و اینکه بسیاری از ما از صداها و نشانههای زندگی غافل هستیم. او در نهایت به دل سخت خود اشاره میکند و زندگی پر از درد و رنجی را که در عشق تجربه میکند، توصیف میکند. در کل، شعر بیانگر غم، رنج و احساسات عمیق انسانی است.