شمارهٔ ۲۰۰ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دیدهٔ غفلت گشا دریاب فیض نور صبح
می شوی خورشید عالم چون شوی منظور صبح
خفته در آغوش مطلوبی ز رویش بی نصیب
گشته ای از تیره بختی همچو شب مهجور صبح
پاک می سازد کسی را از هوس موی سفید
مشک شب بر هم خورد هر گه دمد کافور صبح
در جوانی خدمت پیری گزین چون شب شود
کس نمی آید برون از خانه بی دستور صبح
هست تأثیری عجب صافی ضمیران را به دم
چون شبی را روز می سازد دم مأمور صبح
با وجود ضعف پیری بر جوانی غالب است
نیست شب را طاقت سرپنجه ای با زور صبح
کعبه از عصمت محل سجده گاه خلق شد
شد خراب از بی حجابی خانهٔ معمور صبح
پاس وقت سینه صافان بر سعیدا واجب است
شمع می گرید برای خاطر مسکور صبح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی اشاره دارد به اهمیت بیداری و توجه به نور و حقیقت. شاعر از غفلت میگوید و اینکه با روشن شدن صبح، فرد میتواند به آگاهی و درک حقیقی برسد. او به تضاد بین شب و روز، خواب و بیداری، و جوانی و پیری پرداخته و میگوید که درخشش صبح میتواند همه چیز را تغییر دهد و روح انسان را از ضعفها پاک کند. همچنین به اهمیت طهارت دلها و آگاهی از زمانها اشاره میکند و در انتها، به تنهایی و اندوه ناشی از بیتوجهی به الهامات صبح اشاره دارد، که شمعی را به علامت حسرت بر افروخته است.