نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۰ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زمین از اشک سرگردان من گرداب می‌گردد

زمان از ناله‌های زار من سیماب می‌گردد

مگر خورشید در این صبح با گل گرم سر کرده

که از گستاخیش در چشم شبنم آب می‌گردد

به چشم طالع ما سودهٔ الماس اگر پاشی

ز چشم ما نهان ناگشته آن هم‌خواب می‌گردد

مرا در فقر حاصل گشته اکسیر قناعت بس

که خاکستر به زیر پهلوم سنجاب می‌گردد

چسان مشاطه بربندد کمر یارب نمی‌داند

میانی را که از تشبیه مو بی‌تاب می‌گردد

مگر قصد شبیخونی سعیدا آسمان دارد

که امشب بر سر ویرانه‌ام مهتاب می‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او می‌گوید که درد و اشک‌هایش باعث می‌شود زمین و زمان به هم بریزد. او به گرما و محبت خورشید اشاره می‌کند و می‌پرسد آیا این محبت باعث می‌شود که شبنم‌ها به آب تبدیل شوند. همچنین به ناامیدی خود اشاره می‌کند و می‌گوید حتی اگر الماس به چشمانش بریزند، از نظر او آن‌ها هنوز هم خوابند. شاعر در فقر و قناعت خود، اکسیر آرامش را پیدا کرده و به زندگی خود ادامه می‌دهد. او همچنین به زیبایی و دل‌خوشی‌های باطل اشاره می‌کند و در نهایت به این فکر می‌افتد که شاید آسمان امشب قصد زیبایی بخشی به ویرانی‌هایش را دارد.