نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۲ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو از نور تجلی ساغری سرشار می‌گردد

حباب‌آسا تهی از خود تمامی یار می‌گردد

به یاد تیغ آن ابرو بلندآوازه شد شعرم

چو حرف ماه نو در کوچه و بازار می‌گردد

وجودی را که باشد ذره‌ای از مهر او در بر

چو مهر عالم‌آرا جمله تن دیدار می‌گردد

مگر خواهد نمودن تیغ ابرو را نمی‌دانم

خیال [جان‌فشانی] بر سرم بسیار می‌گردد

نیفتد کار با ابنای عالم هیچ کافر را

که خضر از عمر جاویدان خود بیزار می‌گردد

کدامین خلوت از عمامه بهتر ای ریاپیشه

که مولانا عزیز از گوشهٔ دستار می‌گردد

شکستی ساغر ما را سعیدا گر خبر یابد

دهان شیشهٔ می دیدهٔ خونبار می‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و پرمعنایی عشق و ارادت به محبوب پرداخته است. شاعر با بیان این که نور عشق مانند ساغری سرشار است، نشان می‌دهد که عشق می‌تواند انسان را از خود بی‌خود کند. ابرو و تیغ آن اشاره به زیبایی و قدرت جذابیت محبوب دارد. وجود هر کسی که ذره‌ای از محبت محبوب را در دل داشته باشد، به نوعی با جمال و جمال عالم آرا در ارتباط است. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که ممکن است تصمیم به بروز عاشقانه‌هایش بگیرد و عشق برای او بسیار مهم است. در انتها، موضوع حیاتی بودن عشق و فرار از دنیای مادی و ریا را به تصویر کشیده است.