شمارهٔ ۲۲۷ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نه خوی از جبههٔ آن دلبر مغرور می بارد
به چشم من ز روی آفتابش نور می بارد
ندارم در نظر گر بحر شور غم چرا دایم
ز چشم گوهرافشان من آب شور می بارد؟
نم تردامنی سرسبز خواهد کرد خاکم را
چه شد گر ابر رحمت بر سر مغفور می بارد
ز مستی تاک می پیچد به خود سر می کشد هر سو
که کیفیت مدام از دانهٔ انگور می بارد
اگرچه سنگ و چوب از هر طرف بر دار می آید
ولی از عشق، نصرت بر سر منصور می بارد
سعیدا روی خشکی تا ابد زخمم نمی بیند
که از هر چشمهٔ داغم نم ناصور می بارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر، به جلوههای عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند. او میگوید که دلبر مغرور او، نور و زیبایی آفتاب را به چشمش میتاباند. احساساتش به حدی عمیق است که حتی غمها و مشکلات نیز نمیتوانند او را ناراحت کنند، چرا که عشق و زیبایی معشوق او را سرشار از امید و سرزندگی کرده است. او همچنین به تأثیرات عشق بر زندگیاش اشاره میکند و میگوید که این عشق مانند باران رحمت است که خاک دلش را سرسبز میکند و با وجود مشکلات، عشق پیروزی و قوت را به زندگیاش میآورد. در نهایت، او به امید و آرامش اشاره میکند که از دلتنگیها و دردها به وجود آمده است.