شمارهٔ ۲۴۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چه غم آن مهر پیکر از چنان و از چنین دارد
که در زیر نگینش آسمانی با زمین دارد
نمی خواهم گهر زان بحر اگر بر روی آب آید
که هر دم از تنک ظرفیش چینی بر جبین دارد
مرا از خاک سر برداشتن زان خوش نمی آید
که هر چیزی که بالا می رود رو بر زمین دارد
هر آن کاو با تو بد گوید از او امید نیکی کن
که هر جا نیش زنبوری است با خود انگبین دارد
دلم از باغبان دهر منت برنمی تابد
که صد خرمن گل حسرت از آن رو دست چین دارد
زمین از دست چرخ بی مروت داغ ها گشته
که بحر اخضر افلاک موج آتشین دارد
سعیدا در خیال آن کمر چون موی می پیچد
ندارد گرچه تاب و طاقتی فکر متین دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل بیانگر غم و اندوه شاعر نسبت به زیباییها و ناپایداریهای دنیا است. او از مهر و محبت پیکرهای میگوید که در زیر نگینش پیوندی با آسمان و زمین دارد. شاعر از ارزشهای دنیوی مانند جواهرات و ثروتها کنارهگیری میکند و به حالتی از عدم رضایت از دنیاست. او متذکر میشود که هر چیزی که بالا میرود، در نهایت به زمین برمیگردد. همچنین، به کسانی که بدی دربارهی او میگویند، توصیه میکند که از آنها انتظار نیکی داشته باشند، زیرا در هر بدی ممکن است خیری نهفته باشد. شاعر در نهایت به ناامیدی خود از باغبان زمانه و احساس درد و عذاب زمین از چرخ روزگار اشاره میکند و بر این باور است که در دل خود آرزویی برای زیباییها دارد، حتی اگر در واقعیت تاب و توانی برای رسیدن به آن نداشته باشد.