نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۵ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر که دارد صنمی جور و جفایی دارد

دلبر ماست که مهری و وفایی دارد

در چمن تا به هوای تو روان کردم اشک

سرو تشریفی و گل نشو و نمایی دارد

عاشقی را چه غم از جور و جفای ایام

که به هر حال شبی ماه لقایی دارد

در خرابات بکش باده بگو یا شافی

که از او هر الم و درد دوایی دارد

هیچ کافر نفتد همچو سعیدا در هجر

که عجب بادیه و طرفه هوایی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و معشوق است. شاعر بیان می‌کند که کسانی که در عشق دچار رنج‌ها و ظلم‌ها هستند، به نوعی دلبر و محبوبی دارند که وفاداری و مهری از خود نشان می‌دهد. او برای محبوبش اشک می‌ریزد و عشق را با غم و مشکلات آن می‌سازد، زیرا در دل شب‌ها به یاد معشوقش آرامش می‌یابد. همچنین شاعر به خرابات می‌رود تا با نوشیدن شراب دردهایش را تسکین دهد و به بیان این نکته می‌پردازد که هیچ کافر و بی‌ایمانی نمی‌تواند به اندازه او در فراق محبوب دچار رنج و افکت باشد.