شمارهٔ ۲۴۳ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مردی که در این ره، دل آگاه ندارد
در منزل صاحبنظران راه ندارد
چون لاله به داغ تو کسی را که جگر سوخت
دیگر سر و برگ نفس و آه ندارد
آیین گدا را به توانگر چه مناسب
کیفیت بی قیدی ما شاه ندارد
سهل است گذشتن ز دو عالم که بگویند
این مفلس ما جز دل آگاه ندارد
بس سعی که دل کرد به سوی تو شتابد
لیکن چه کند همره و همراه ندارد
سر خم نکنم پیش کریمی که سعیدا
گه داشته باشد کرم و گاه ندارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مساله عشق و دلی که جویای آگاهی و معرفت است، میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که مردی که در مسیر عاشقی، دل آگاه و هوشیار ندارد، در جمع صاحبنظران جایی ندارد. شاعر میگوید کسی که دچار عشق و داغ عشق شده، دیگر توان و رمق ندارد. همچنین، شاعر به بیمعنایی تفاوت میان فقیر و غنی در عشق اشاره میکند و میگوید کسی که از دل آگاه عبور کند، به راحتی میتواند از دنیا بگذرد. در پایان، او به عدم توانایی خود در برابر بخشندهای اشاره میکند که گاه بخشش میکند و گاه نمیکند، و به این ترتیب، عجز خود را در عشق و وابستگی نشان میدهد.