نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۰ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ذکر تو هوش [و] فکر تو از خویش می برد

بار خودی خیال تو از پیش می برد

هر خار، کان کشیده به مژگان ز پای گل

بلبل به یادگار دل ریش می برد

تنها نه فارغ از غم دنیاش می کند

غم ها ز دل برون دل درویش می برد

هر گه که دل به خنجر نازی شود دچار

خود را قفا کشیده مرا پیش می برد

اندوه کرد جمع سعیدا برای دل

دریوزه ای به خدمت درویش می برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف احساسات عمیق و غم و اندوه شاعر می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که یاد و فکر معشوق، او را از خود و دنیای مادی دور می‌کند و بار خیالاتش را از دوش او برمی‌دارد. هر درد و غم ناشی از عشق، او را به دل‌تنگی و رنج می‌اندازد. بلبل، به یاد گل و عشقش، غم‌های خود را بازگو می‌کند و در این میان، درویش هم اندوه خود را بیان می‌کند و جمعی از دوستانش نیز برای دل او غمگین هستند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که چه بسا غم‌ها و دل‌تنگی‌های او را به وجود درویش در زندگی هدایت می‌کند.