شمارهٔ ۲۵۵ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نشئهٔ سرشار چشم مست ساقی کار کرد
راه ناهموار هستی را به ما هموار کرد
خواب غفلت در شب هستی ز هوشم برده بود
یاد او کردم تپیدن های دل بیدار کرد
زرد روتر می شود از مهر در چشم کسان
گرمی عشق تو را هر کس به غیر اظهار کرد
در ریاض دهر هر کس را که از باد طمع
غنچهٔ امید تا گل کرد او را خوار کرد
لذت طعم شراب بیخودی را چون برد
هر که راه و رسم اهل ذوق را انکار کرد
شکر لله شد خلاص از حلقهٔ اهل ریا
تا سعیدا رشتهٔ تسبیح را زنار کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تأثیر عشق و محبت بر زندگی انسان است. شاعر به ذکر حالاتی از تجربههای خود با عشق میپردازد که چگونه آن عشق، مسیر سخت زندگی را هموار کرده و او را از خواب غفلت و بیخبری بیدار کرده است. همچنین، شاعر به زوال محبت و حرمت انسانها به واسطه عشق اشاره میکند و میگوید که عشق واقعی و لذتهای آن را تنها کسانی میفهمند که راه و رسم اهل ذوق را درک کنند. در پایان، شاعر از رهایی از تعلقات دنیوی و ریا صحبت میکند و به آسایش و آزادی دست یافته است.