شمارهٔ ۲۵۷ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در سواد خط خوبان بسکه دل شبگیر کرد
همچو صبح صادقم در این سیاحت پیر کرد
زلف خوبان بسکه در این گوشه واگردیده است
جذبه را در خلوت ما عشق در زنجیر کرد
خواب دیدم زلف معشوقی به دست آورده ام
هر که را گفتم پریشانی مرا تعبیر کرد
چون صبا با ناتوانی عقده ها واکرده ایم
شیرچشمان را نگاه عجز ما نخجیر کرد
در خم زلفش ز بس دل بر سر دل کرده جا
دلبری از دلبری آن شوخ را دلگیر کرد
تا کمان ابروش دیدیم و مژگان سیاه
روبهرو ما را قضا با ناوک تقدیر کرد
می نماید صورت و معنی سعیدا هر چه هست
تا به دل کلک خیالم نقش او تصویر کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اشتیاق و عشق به محبوب است. شاعر در توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل و روح خود میگوید. او به خیالها و خوابهایش اشاره میکند که در آنها معشوق را به دست آورده و حسرتهایش را تعبیر کردهاند. همچنین از زلف و ابرو و مژگان معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق این زیباییها را بر خود احساس میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که چگونه هر چه در دل دارد، تحت تأثیر تصویر محبوبش شکل میگیرد.