شمارهٔ ۲۶۹ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
صدای خستگان جان و دل اندوهگین سوزد
که نی را خانهٔ خالی ز آواز حزین سوزد
چو شمعم پردهٔ فانوس پیراهن کجا گردد
که گر تصویر دست من کشی در آستین سوزد
غبار جسم سوزانم اگر بر روی بحر آید
هر آن موجی که آید از پی گردم جبین سوزد
چسان تا وادی ایمن توانم رفت با موسی
که گر بر طور مانم پای کوه آتشین سوزد
مرا چون بخت با جانان کند نزدیک می میرم
که خس را باد با آتش اگر سازد قرین سوزد
دل مشتاق تیغش بوسه ای ز آن لب نمی خواهد
که حلق تشنه را البته جوش انگبین سوزد
سعیدا زیر خاک اندیشه دارد لالهٔ داغش
مبادا سر کشد یکبارگی روی زمین سوزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان احساسات عاطفی و دردهای درونی خود میپردازد. صدای غمانگیز خستهها و تنهایی خود را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چقدر درونش میسوزد. او به مقایسه خود با شمعی میپردازد که در تاریکی گرفتار شده و نمیتواند نجات یابد. همچنین تصوراتش از عشق و جدایی را به تصویر میکشد و بیان میکند که هر چه به یاد معشوقش میافتد، دلش بیشتر سوخته و تشنه میشود. آشفتگی ذهنیاش در برابر ظواهر زندگی و تداوم رنجها را به خوبی بیان میکند. در انتها، شاعر با نگاهی به سرنوشت و مرگ، به ناامیدی و دلتنگی عمیقش میرسد.