شمارهٔ ۲۵۸ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
داغ را چون لاله اجزای بدن خواهیم کرد
بعد از این مانند گل جا در چمن خواهیم کرد
قوتی گر مانده باشد بعد از این در پای فکر
چشم را پوشیده سیر انجمن خواهیم کرد
گفتگو با خلق تشویش دل آزرده است
خامشی را قفل وسواس سخن خواهیم کرد
جسم خاکی را زراعتگاه حسرت می کنیم
گریه را آب روان آن چمن خواهیم کرد
مهرهٔ مهر سلیمانی به دست آورده ایم
خاک بر فرق سر دیو محن خواهیم کرد
چون زلیخا صاحب مقصد سعیدا نیستم
دیده را بینا به بوی پیرهن خواهیم کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات و تجربیات انسانی میپردازد. شاعر از تغییراتی در زندگی و احساساتش صحبت میکند، از جمله اینکه چگونه درد و رنج را به زیبایی و آرامش تبدیل خواهد کرد. او به خاموشی و دوری از گفتگوهای آشفته اشاره میکند و بر اهمیت سکوت تأکید میکند. همچنین، به زراعت حسرت در این زندگی خاکی پرداخته و به دنبال دستیابی به تجربههای عمیقتر از دنیا است. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند کهاندیشه و بینش لازم را برای درک بهتر از زندگی پیدا کرده است.