نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نتوان یافت به خود منزل و مأوای تو را

که ندیده است به غیر از تو کسی جای تو را

عمرها شد که حنا کرده به خوبان بیعت

که به کام دل خود بوسه زند پای تو را

فرق ننهادم و تغییر ندیدم دیدم

مسجد و سبحه و زنار و کلیسای تو را

همه جا جای دل و جان عزیز است عزیز

خوب گردیدم و دیدم همه اعضای تو را

منت از دیده کشم گر تو نهی پا بر چشم

گرد خود گردم و کردم سر سودای تو را

می تواند به نفس گرم کند عالم را

کیست گوید سخن سرد سعیدای تو را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق شاعر درباره عشق و وابستگی به محبوب اشاره دارد. شاعر نمی‌تواند جایی برای خود بیابد که جای محبوبش را نداشته باشد و به این خاطر نزدیک به محبوبش است. او عمر خود را صرف عشق ورزی به خوبان کرده و نمی‌تواند از یاد محبوبش دست بردارد. در عین حال، او در مسیر عشق خود به پیروزی‌ها و مصیبت‌ها اشاره می‌کند و از این که هر کجا می‌رود، تنها یاد محبوبش را می‌بیند صحبت می‌کند. در نهایت، شاعر توانایی عشق را در گرم کردن دل‌ها و آرام کردن جهان بیان می‌کند و به قدرت و تأثیر کلمات عشق اشاره دارد.