شمارهٔ ۲۷۷ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به ناز دل ز تو بردن خوش است خوش باشد
ز ما نیاز سپردن خوش است خوش باشد
شراب صبح که خورشید داغ نشئهٔ اوست
قسم به روی تو خوردن خوش است خوش باشد
چنانچه با تو مرا زندگی [خوشایند] است
به یاد وصل تو مردن خوش است خوش باشد
گذشتم از سر دنیا و آخرت هر دو
که ترک غیر تو کردن خوش است خوش باشد
رقیب گرچه ضعیف است در نظر مگذار
که مو ز دیده ستردن خوش است خوش باشد
به هر بهانه سعیدا در این فراق آباد
نفس به ذکر شمردن خوش است خوش باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و تسلیم در برابر محبوب میپردازد. شاعر از عشق و وابستگیاش به معشوق سخن میگوید و با ابراز خوشحالی از درد و فراق، نشان میدهد که حتی در جدایی نیز زندگی با یاد محبوب برایش مطلوب است. او به خوشی در به یاد آوردن معشوق و فراموش کردن دنیا و آخرت به خاطر عشق اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که در هر شرایطی، عشق و یاد محبوب برایش خوشایند است.