نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۳ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سیلی که در این راه گذر داشته باشد

از خانهٔ دیوانه خبر داشته باشد

آزردگی هیچ دلی را نپسندد

رحمی به دل خویش اگر داشته باشد

درمان دلم هیچ مپرسید ز جانان

فکری به دل خویش مگر داشته باشد

دل در بر من نیست ز دلدار بپرسید

از گمشده شاید که خبر داشته باشد

شخصی به تو بیند که چو آیینهٔ فولاد

آهن جگر و سینه سپر داشته باشد

ای بهله مزن دست مبادا که میانی

آن بسته کمر زیر کمر داشته باشد

عیب فلک سفله مسازید که معلوم

یک بی سر و پایی چه هنر داشته باشد

کی می گذرد از سر قربان شدهٔ خود

تا در نفس خویش اثر داشته باشد

زنهار سعیدا که ز دشمن نهراسی

تا چشم کرم با تو نظر داشته باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دردها و مشکلات انسانی می‌پردازد و به نوعی تحلیل احساسات و روابط انسانی است. شاعر با استفاده از تمثیل‌ها و تصاویری همچون سیل و دیوانه، به بیان این نکته می‌رسد که برای درک احساسات و درد دیگران باید به دل خود رجوع کرد و آن را مورد احترام قرار داد. او همچنین به موجودیت درد و رنج اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود مشکلات، باید تلاش کرد تا از درون خود به این دردها فکر کرد و آن‌ها را درک نمود. شاعر در نهایت تأکید دارد بر اهمیت محبت و روابط انسانی و خطراتی که ممکن است از سوی دیگران ایجاد شود.