شمارهٔ ۲۸۵ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
کسی گرد کوی تو گردیده باشد
که صد بار سر زیر پا دیده باشد
کسی طاقت آتش حسن دارد
که چون زلف بر خویش پیچیده باشد
کسی را ز زلف تو باشد سراغی
که سررشتهٔ خویش گم دیده باشد
کسی می تواند که بی غم نشیند
به شادی غم دوست بگزیده باشد
تو دانی که خوب است [و] بد هر که را [تو]
پسندیده باشی پسندیده باشد
کسی را رسد گل ز روی تو چیدن
که داغ تو از باغ بگزیده باشد
کسی می تواند جمال تو دیدن
که از خویشتن چشم پوشیده باشد
کسی را رسد دست بر دامن او
که دامن ز کونین برچیده باشد
هر آن کس که گوید ورا دیده ام [من]
ز چشم سعیدا مگر دیده باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف ویژگیهای افرادی میپردازد که به محبوبش نزدیک شدهاند یا قادر به درک زیباییهای او هستند. او میگوید که فردی باید داغ محبت و زیبایی محبوب را تحمل کند تا بتواند به او نزدیک شود. همچنین، افرادی که میتوانند جمال او را ببینند، باید از خود و دنیا چشمپوشی کنند. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کس بخواهد خود را از نزدیک به محبوب برساند، باید سختیها و فراق را تجربه کند و در نهایت میگوید که تنها کسی که ادعا کند محبوب را دیده، واقعاً او را دیده است.