شمارهٔ ۲۹ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمی دانم چرا کج بسته اند آیین ابرو را
که می دارند با شمشیر، قایم دین ابرو را
ز صد ملک سکندر می گریزم همچو افلاطون
اگر بر چهرهٔ آیینه بینم چین ابرو را
ز دیوان خط و خالش نظر برداشتم یکسر
ز چشمش تا شنیدم مصرع رنگین ابرو را
خدنگ تیر مژگانش جزاها می دهد آخر
اگر یک موی در دل هر که دارد کین ابرو را
ندارد گرچه مانندی صف مژگان به خونریزی
ولیکن از کجا آرد به کف تمکین ابرو را
نگفته هیچ کس بر وزن ابروی تو مصراعی
مگر خطت کند بر پشت لب تضمین ابرو را
سعیدا مه به زلف او برابر کی تواند زد
که او پیوسته با خورشید دارد چین ابرو را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و شگفتی ابروهاست و شاعر به تشبیهاتی غنی و عمیق توجه میکند. او به این موضوع میپردازد که ابروهای معشوقش چقدر منحصر به فرد و بینظیر هستند و هیچکس نمیتواند آنها را توصیف کند. شاعر به قدرت و تأثیر ابروها اشاره میکند و میگوید که از نگاه به آنها تحت تأثیر قرار گرفته است. او همچنین به مقایسههایی با شخصیتهای تاریخی و اسطورهای مانند سکندر و افلاطون میپردازد و نشان میدهد که زیبایی ابروها چقدر او را مجذوب کرده است. در نهایت، شاعر میگوید که هیچ کس نمیتواند به زیبایی ابروهای معشوقش برسد، چرا که آنها همواره درخشانتر از هر چیزی هستند.