شمارهٔ ۲۹۴ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خارخار دل کجا در دیدهٔ ما میخلد
خار ماهی کی به چشم موج دریا میخلد
دستگاه صنع را انگشت رد هم نیست، رو
خار چون از دست افتد باز در پا میخلد
بس که یاران ملایمطبع سنگینطینتند
رشتهٔ گوهر به چشم سوزن ما میخلد
در دل مفلس نباشد آرزوی هیچ چیز
خارخار اکثر به جان اهل دنیا میخلد
از ملایم ظاهران زنهار در اندیشه باش
پنبه دارد نرمی و در چشم مینا میخلد
گفتگوی مدعی در بزم ما کردن خطاست
حرف بدگو هم سعیدا بد به دلها میخلد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات و روابط انسانی میپردازد و نشان میدهد که بعضی چیزها در ظاهر زیبا و ملایم هستند ولی باطن سفت و خشن دارند. شاعر به این نکته اشاره میکند که ممکن است دوستانی که به نظر ملایم میآیند، در عمل سنگین و طعنهآمیز باشند. همچنین به شکستها و ناکامیها در زندگی اشاره میکند و این که آرزوها در دل افراد فقیر وجود ندارد، زیرا غم و درد در زندگی آنها غالب است. در نهایت، شاعر به اهمیت دوری از سخنان بد و نادرست در جمع دوستان اشاره میکند، زیرا این حرفها به دلها آسیب میزند.