نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۰ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دار نی در کشتن منصور برپا کرده اند

حرف حق را در میان خلق، بالا کرده اند

اهل عقبی در تلاش جاه و حب آرزو

تهمت بیهوده بر ارباب دنیا کرده اند

قطرهٔ چندی که از چشم فلک افتاده است

بحر را نادیدگان نسبت به دریا کرده اند

مهوشان چون زنگیان آیینه ها اشکسته اند

در نظرها تا تو را آیینه سیما کرده اند

در گلستان جهان بر هر گلی اهل نظر

جز به عبرت ننگرد چشمی که بینا کرده اند

بر جبین خویش از چین صد گره بربسته اند

اهل دنیا گر ز کاری عقده ای واکرده اند

اهل همت را نوازش سخت رنجانیدنی است

دوستان بیهوده نی در ناخن ما کرده اند

سرو را در وجد آوردند و گل را در سماع

در چمن هر جا که ذکر جام و صهبا کرده اند

سالکانی را که در قید سلوک افتاده اند

سوزن عیسی است هر خاری که در پا کرده اند

رنج ها بردند استادان به تبدیل صفات

تا در این عالم وجودی را سعیدا کرده اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان پیچیدگی‌ها و مشکلات زندگی بشر می‌پردازد و انتقادی به رفتارهای جامعه دارد. شاعر به کشتن منصور اشاره می‌کند که نمادی از حقیقت و حق است و به طور کلی از بی‌اعتنایی به حقایق در میان مردم می‌گوید. او به کوشش اهل دنیا برای دنبال کردن جاه و آرزو اشاره می‌کند که باعث تهمت زدن به دیگران می‌شود. شاعر همچنین به عمق اندوه و مشکلاتی که از ناآگاهی به وجود آمده است، می‌پردازد و تذکر می‌دهد که برخی از افراد به زیبایی‌های دنیا توجهی ندارند و از حقیقت غافلند. از طرفی، او به رنج‌هایی که در راه کمال و سلوک وجود دارد، اشاره کرده و به زحمت‌های استادان در تربیت شاگردان می‌پردازد تا آنها را به انسانی با اراده تبدیل کنند. به طور کلی، شعر به نقد جامعه و جستجوی حقیقت در زندگی می‌پردازد.