شمارهٔ ۳۰۳ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خوش آن کسان که به فکر دل فگار خودند
چو داغ لاله چراغ سر مزار خودند
چو گل شکفته دماغند در پریشانی
چو ابر تازه دل از چشم اشکبار خودند
چو سرو سر به تماشا کشیده اند از باغ
چو سبزه در قدم یار گلعذار خودند
چو زخم لب ز شکایت دوباره دوخته اند
چو داغ تازه شب وروز در فشار خودند
ز غفلت است سعیدا که غیر می بینند
ز خواب ناز چو خیزند در کنار خودند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال کسانی میپردازد که در فکر دلهای داغدار خود هستند و نشان میدهد که آنها با احساسات خود زندگی میکنند. آنها مانند لالههای سر مزار عزیزانشان داغدارند و در پی شادابی و زیبایی (مانند گل و سبزه) هستند. این افراد در حالی که زخمها و دردهای خود را تحمل میکنند، نمیتوانند از یاد عزیزان رفته غافل شوند. در نهایت، شاعر به غفلت دیگران اشاره میکند که به جای توجه به احساسات خود، به دنبال چیزهای دیگرند.