شمارهٔ ۳۰۶ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دلبران چون به هوس رشتهٔ جان می سوزند
بیشتر از همه کس سوختگان می سوزند
اتفاقی ز ازل نیست به هم خوبان را
ورنه گر جمع بیایند جهان می سوزند
همه خوبان جهانسوز، چراغ خوبی
طرفه شمعی است که از پرتو آن می سوزند
شعله چون تیز شود خشک ز تر فرقی نیست
عشق چون گرم شود پیر و جوان می سوزند
در دل سنگ بتان آتش پنهانی هست
که از آن پنبهٔ هر داغ نهان می سوزند
سوزش مشعل خود جوهر مردی نبود
این چراغی است که خود پیرزنان می سوزند
سوز اغیار نه از راه کمال شوق است
تا بسوزی تو سعیدا دگران می سوزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حال و هوای عاشقانی میپردازد که به خاطر محبت و اشتیاق به معشوق، دچار سوز و گداز میشوند. شاعر میگوید که دلبران و خوبان در عشق میسوزند و این سوزش تنها مختص یک نفر نیست بلکه همه عاشقان را در بر میگیرد. عشق و معشوق چون شمعی هستند که درخشش آنها باعث میشود دیگران نیز بسوزند. همچنین به تاثیر عشق بر روی جوانان و بزرگسالان اشاره میکند و میگوید که این سوزش، همواره از قلب انسانها نشأت میگیرد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که گرمای عشق و سوزش آن نه تنها در توانایی فرد بلکه در دلهای همه جاری است و هر کس به نوعی از اشتیاق دچار میشود.