شمارهٔ ۳۱۰ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
[تیر] ماهت فصل نوروزی کند
بوریاباف تو زردوزی کند
روز مهرت عالم آرا می شود
شب نجومت مشعل افروزی کند
گر بگیری دست هر گم گشته ای
گمرهان را او قلاوزی کند
گر سگی را بر در خود ره دهی
او ز یمن همتت یوزی کند
عشق را با عقل در یک دل مکن
شیر را روبه بدآموزی کند
درد می خواهد که پرسد خاطرم
داغ می خواهد که دلسوزی کند
ای سعیدا هر چه می خواهی از او
او ز خوان همتش روزی کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف قدرت و زیبایی فصل تابستان پرداخته و از عشق و عقل صحبت میکند. او به اهمیت محبت و همت اشاره کرده و بیان میکند که باید در دل عشق و عقل را جدا کنیم، زیرا عشق به تنهایی میتواند خطرآفرین باشد. شاعر همچنین بر این نکته تأکید دارد که محبت و شکیبایی در مواجهه با مشکلات ضروری است و در نهایت، به سعیدا میگوید که هر چه میخواهد از این منبع محبت و همت بگیرد.