نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۸ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند

صد موج بوسه بر لب خاموش می زند

گردم به گرد مست شرابی که بی دریغ

خود را به زور غمزه در آغوش می زند

بر هم نمی زند مژه، چشم تحیرم

گه در هوای دوش در آغوش می زند

مینا و جام و دختر رز رقص می کنند

بوس و کنار و خنده به هم جوش می زند

مینای باده آینه گر نیست پس چرا

دایم به قلب رند نمدپوش می زند؟

خامش نشد حکایت خامان روزگار

آری همیشه دیگ هوس جوش می زند

صهبا نصیب کوزهٔ سربسته می شود

معنی همیشه بر لب خاموش می زند

مژگان کلاه عقل سعیدا زند به تیر

ابروش تیغ بر کمر هوش می زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و راز و رمزهای آن است. شاعر از احساساتی چون شوق، غمزه، و مستی صحبت می‌کند و به تصویر بوسه‌ها، رقص مینا و جام، و دل‌مشغولی‌های عاشقانه می‌پردازد. او تصاویری از زیبایی و لذت را به نمایش می‌گذارد در حالی که درد و غم روزگار را نیز حس می‌کند. در نهایت، شاعر به ناپایداری و پیچیدگی عشق و دل مشغولی‌های انسانی اشاره می‌کند و از اثرات عشق بر عقل و فهم سخن می‌گوید.