نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شیشه و پیمانه و دل غم ز هم کم می‌کنند

اهل دل از راه دل، دل‌پرسی هم می‌کنند

بس که خود را دوست می‌دارند ابنای زمان

پیشتر از زخم ایشان فکر مرهم می‌کنند

غنچه را در بزم ما منع شکفتن کرده‌اند

نخل مومی را در اینجا شمعِ ماتم می‌کنند

نیست غم در کشور وارستگان روزگار

شادی صبح طرب در شام ماتم می‌کنند

قبضه داران قضا آخر سعیدا چون کمان

هرکجا سرو قدی سر می‌کشد خم می‌کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی مانند غم، شادی، و تضادهای احساسی در زندگی می‌پردازد. شاعر از طریق تصاوری چون "شیشه و پیمانه" و "غم"، نشان می‌دهد که چگونه افراد تلاش می‌کنند تا دل‌های غمگین را با شادی و عشق پر کنند. همچنین اشاره به این دارد که انسان‌ها به خودشان اهمیت می‌دهند و قبل از اینکه به دیگران آسیب بزنند، به فکر جبران آن هستند. در عین حال، فضاهایی از غم و ماتم وجود دارد که نتوانسته‌اند شادی‌ها را به طور کامل سرکوب کنند و در نهایت به زیبایی‌های زندگی اشاره می‌کند که باید از آنها بهره‌برداری کرد.