نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۶ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کی فرنگی با مسلمانی نهانی می‌کند

آنچه با ما آشکارا یار جانی می‌کند

از خدنگ حادثات چرخ ای دل گوشه‌گیر

چون کمان با پشت خم آن هم جوانی می‌کند

فتح ملک دل به نام عشق ثبت است از ازل

اندرین اقلیم او صاحبقرانی می‌کند

ای بسا دلداده را جان داده او بی‌گفتگو

کار صد خضر و مسیحا را زبانی می‌کند

نیست بی‌شوری خیالم سر دیوانم بکن

شعر من هم کار اشعار فغانی می‌کند

جان‌فشانی کن سعیدا گر نداری جان دریغ

از غبار خط رخش عنبرفشانی می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی عشق و تاثیرات آن بر دل و جان آدمی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که عشق، مانند فرنگی و مسلمانی که به‌طور پنهانی در کنار هم هستند، در دل انسان‌ها حضور دارد و در عین حال آشکار نیست. او به حوادث و چرخ روزگار اشاره می‌کند و اظهار می‌دارد که عشق باعث فتح دل‌ها از ازل بوده و قدرتی سلطنتی دارد. شاعر به توصیف حالت‌های دلدادگی و آثار آن بر روح می‌پردازد و به شوری که این احساسات به دنبال دارند، اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر با دعوت به فداکاری در عشق، به زیبایی و اثرگذاری آن بر زندگی اشاره می‌کند.