نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۸ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوبان نه ناز [بیهده] آغاز می کنند

ایشان به بردن دل ما ناز می کنند

چون سرو هر کسی که ز برگ و ثمر گذشت

آزاد می کنند و سرافراز می کنند

در کار می کنند دو صد عقدهٔ دگر

هر عقده ای که از دل ما باز می کنند

آنان که سر به جیب تفکر کشیده اند

بر روی خود ز غیب، دری باز می کنند

خاموش نیستند فرورفتگان خاک

از راه دل به همدگر آواز می کنند

هر دم هزار مرغ هوس از سریر دل

بی خویش در هوای تو پرواز می کنند

آیینه می شود دل اگر آهنین بود

در آتش غم تو چو پرداز می کنند

مرغان بال بستهٔ نظاره هر زمان

در راه انتظار تو پرواز می کنند

خشت سرای عدل به صد جور می کشند

از ظلم، خانه ای دگر آغاز می کنند

کی می کنند کار خدایی جهانیان؟

گر می کنند باز خدا ساز می کنند

با نازپروران ستمگر جفاکشان

عرض نیاز خویش به انداز می کنند

فیضی نمی برند سعیدا ز اهل دل

آنان که شرح حال دل آغاز می کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به خوبی نشان‌دهنده احساسات و تفکرات عمیق انسانی درباره عشق و دل‌باختگی است. شاعر از ناز و لطافت خوبی‌ها سخن می‌گوید و بیان می‌کند که آن‌ها با ناز، دل‌های ما را می‌برند. هر انسانی در زندگی به ویژه وقتی به عالم عشق می‌رسد، به نوعی از دغدغه‌ها و مشکلات رهایی می‌یابد. همچنین، شاعر به ارتباط عمیق دل‌ها و آوازی که از دل‌ها به هم می‌رسد، اشاره می‌کند. در نهایت، با تأکید بر ظلم و ستم‌هایی که در جامعه وجود دارد، از فقدان فضیلت و عدل سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که انسان‌ها چگونه نیاز خود را به عدالت و محبت به نمایش می‌گذارند. شعر به طور کلی یک دعوت به اندیشیدن در مورد عشق، امید و مشکلات اجتماعی است.