شمارهٔ ۳۲۱ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
هر آن صید کز دام غافل نشیند
گرفتار در دست قاتل نشیند
کریم از ره لطف برخیزد از جای
بر آن در که از عجز، سائل نشیند
بوده بادهٔ صاف و بی غش نصیبش
چو خم هر که در بزم کامل نشیند
نصیحت بود گرچه شیرین چو شکر
ولی بدتر از تیر در دل نشیند
پریشان شدم در میان و ندیدم
کسی کاو به جمعیت دل نشیند
سعیدا خوشا حال آن فقر و خواهش
که برخیزد از تخت و در گل نشیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان این نکتهها میپردازد: 1. غفلت میتواند به دام افتادن منجر شود؛ مانند صیدی که از خطر غافل میشود و به دست قاتل میافتد. 2. خداوند (کریم) در مواقع نیاز به کمک بندگانش میرسد و به دعای آنان پاسخ میدهد. 3. لذت و شادابی حاصل از نوشیدن باده خوب، برای کسی است که در جمع خوشیها و شادیها حاضر باشد. 4. نصیحتها اگرچه شیرین به نظر میرسند، اما ممکن است آسیب زننده و سخت باشند. 5. انسان ممکن است در میان جمع احساس تنهایی کند و کسی را نیابد که با او همدل باشد. 6. شخصی که از مقام و ثروت خود پایین بیاید و به تواضع و فقر روی بیاورد، در واقع به حال خوشی دست یافته است. بهطور کلی، شعر به مضامینی چون غفلت، لزوم توجه به خداوند، ارزش تواضع و چالشهای زندگی میپردازد.