شمارهٔ ۳۲۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چند در اندیشهٔ دنیا و دین خواهیم بود
تا به کی در فکر و ذکر [آن و این] خواهیم بود؟
گل نخواهد کرد آخر غنچهٔ امید، چند
همچو داغ دست ما در آستین خواهیم بود؟
گرچه خواهم از نظرها رفت اما چون خیال
در دل و در سینه ها فکر متین خواهیم بود
یک شبی آخر در این عالم، قران خواهیم کرد
هر چه باداباد با ماهی قرین خواهیم بود
دوست گر در خاطر خود جا دهد مهریم مهر
در دل دشمن چو بنشینیم کین خواهیم بود
زور [بازویی] بخواه و دست همت کن دراز
ای سعیدا چند ما در [ماء] و طین خواهیم بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تأمل در زندگی و اندیشههای انسانی پرداخته و به بیان این موضوع میپردازد که زندگی مملو از دغدغهها، مشکلات و ناپایداریهاست. شاعر از بیهودگی درگیر شدن مداوم با مسائل دنیا و دین سخن میگوید و به این نکته تأکید میکند که امیدها و آرزوها نمیتواند به نتیجهای مثبت برسد. او به نوعی تأمل میکند که حتی اگر از نظر جسمی دور شویم، اما در دل مردم باقی خواهیم ماند. در نهایت، شاعر از اهمیت تلاش و اراده در زندگی یاد میکند و به این نتیجهگیری میرسد که نباید تنها به معضلات و محدودیتها فکر کنیم، بلکه باید به عمل و همت پرداخت.