شمارهٔ ۳۳۳ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه میخواهد
نمیدانم چهها آن آشنا بیگانه میخواهد
به استعداد دانش کی توان از خود سفر کردن
که قطع این بیابان همت مردانه میخواهد
روم از خویش و سیر بوستان سازم که گل امشب
ز بلبل ناله از من گریهٔ مستانه میخواهد
همان کجخلقی اهل جهان را دوست میدارم
که سنگاندازی طفلان دل دیوانه میخواهد
ندانم تخم امید که خواهد سبز شد آخر
که من یک دانه، زاهد سبحهٔ صد دانه میخواهد
برو ناصح به بزم اهل دنیا گرم کن مجلس
که گوش طالب خواب گران افسانه میخواهد
برای ریختن خون دل دیوانه را هردم
سعیدا گه سبو گه جام گه پیمانه میخواهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر از عشق و آرزوها سخن میگوید. او صبر و تسکین را از دل دیوانهاش میطلبد و به ناهماهنگی در عشق اشاره میکند. او با بیان دشواریهای رسیدن به دانش و بصیرت، بر نیاز به اراده و همت تأکید دارد. همچنین، احساس میکند که در تلاش برای یافتن آرامش و زیبایی، باید از خود بگذرد. شاعر عشق به کجخلقیهای دنیا را نیز دوست دارد و به این که امید و آرزو ممکن است به نتیجه نرسد، اشاره میکند. در نهایت، او به ناصح میگوید که به جشن و میگساری دنیا برود، چرا که دل دیوانهاش به گوش فراغت و داستانهای شیرین نیاز دارد.