شمارهٔ ۳۳۶ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
ز جان و دل به طوف مرقد شاه نجف آید
ز دریای سخایش گرچه بسیار است امیدم
قناعت می کنم ز این بحر اگر سنگی به کف آید
شهیدش بر لب کوثر چو خواهد گشت بزم آرا
به رقاصی مسیحا مهر و مه با چنگ و دف آید
چه سازم مدح آل او که در مداحی ایشان
ز جوش عقدههای در لب دریا به کف آید
سعیدا گر نبودی بندهای از بندگان او
چرا از هند مهرافزا چو خورشید این طرف آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان عشق و ارادت خود به امام علی (ع) و زیباییهای او میپردازد. او از امید و آرزوی خود برای نزدیک شدن به مرقد امام میگوید و قناعت میکند اگر فقط سنگی از دریای سخاوت او نصیبش شود. شاعر همچنین به بزم و شادیای که در بهشت با حضور علی (ع) و اهل بیت او وجود دارد اشاره میکند و حس میکند که در وصف و مدح ایشان، زبانش ناچار از بیان عمق عشق و ارادتش ناتوان است. در نهایت، او به خود تذکر میدهد که اگر بنده این بزرگان نبود، چرا باید آفتاب محبت و نور ایشان بر او بتابد.