نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۸ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

رود یوسف دگر در چه گر آن مشکین رسن آید

تکلم می کند [هر] مرده گر او در سخن آید

ید بیضای او ز اعجاز خود مه را قلم کرده

مرکب می کند خطش اگر مشک ختن آید

نسیم باغ شرعش جان و دل را تازه می دارد

شود به خستهٔ زهری اگر در این چمن آید

مسیحا انتظار حکم او بر آسمان دارد

سلیمان می شود در دین او گر اهرمن آید

هر آن کاو دید اول روی او صدیق اکبر شد

که تا ترکیب صدق غیر با وجه حسن آید

عمر تریاق فاروق است زهر مار نفست را

ز نامش می گریزد گر به خواب آن راهزان آید

ز ماهی تا به مه از مرد و زن فریاد برخیزد

در آن روزی که حیدر با حسین و با حسن آید

سعیدا هر چه می‌گوید ز جانان است یا از جان

که کافر باد آن قلبی که جز این در سخن آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با مضامینی چون عشق الهی و مقام والای پیامبر اسلام، به بیان ویژگی‌های معنوی و روحانی او می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که پیامبر(ص) در دل مردگان نیز تأثیر دارد و معجزات او همچون ید بیضا درخشان و واضح است. گلشن شریعت او جان‌ها را زنده می‌کند و در حضور او، اهریمن‌ها نیز تسلیم می‌شوند. هرکس که جمال پیامبر(ص) را ببیند، صدیق اکبر خواهد شد و حقیقت در او جلوه‌گر خواهد بود. این شعر با تأکید بر عشق و فهم عمیق نسبت به پیامبر(ص) به پایان می‌رسد و افرادی که جز از عشق او سخن بگویند، کافر می‌نامد.