شمارهٔ ۳۵۱ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
خون جوشد از دمش چو می ارغوان لذیذ
شد آبروی تیغ تو در کام جان لذیذ
خون از دمش به دل چو می ارغوان لذیذ
گردون چو نیشکر به دهان میمکد مرا
آری که در مذاق بود استخوان لذیذ
با آن که خامش است دلا راست گو سخن
حلوای قند یا لب آن مهربان لذیذ؟
تا قند ذکر را نرسانی به کام دل
کی میشود ز نام سعیدا دهان لذیذ؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق و دلانگیز اشاره دارد. شاعر در مورد زخمهای ناشی از عشق و احساساتی که همچون خون و شکر میجوشند، صحبت میکند. او تشبیهاتی از جمله "کره نیشکر" و "حلوای قند" برای بیان لذت و تلخی عشق به کار میبرد. عشق و یاد معشوق برای شاعر همانند طعمی خوشایند و شیرین است که در کام جان باقی میماند و در عین حال میتواند درد و رنج نیز به همراه داشته باشد. در نهایت، شاعر بر اهمیت بیان احساسات و یاد عشق تأکید میکند تا به کام دل برسد.