نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۶ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی برگ شو چو نی به نوا می توان رسید

از راه نیستی به خدا می توان رسید

وامانده از وصول، اصول ای فروع جوی

از سایه گر بری به هما می توان رسید

ای دل به کوی یار اگر درد، همره است

مردانه زن قدم به دوا می توان رسید

چون سرو با کجی مکن الفت در این چمن

از راستی به نشو و نما می توان رسید

او خود مگر به جذبه سعیدا کشد تو را

ورنه به جد و جهد کجا می توان رسید؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نکات معنوی و راه‌های رسیدن به خداوند اشاره می‌کند. او می‌گوید که برای رسیدن به حقیقت و خدا، باید از خود و کج فهمی‌ها بگذریم. با اشاره به اینکه باید به دنبال عشق و وصال معشوق بود، درد و رنج در این مسیر را قابل تحمل می‌داند. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که در زندگی نمی‌توان به کجی و نادرستی وابسته بود و تنها از طریق راستی و صداقت می‌توان به رشد و ترقی دست یافت. در پایان، شاعر بیان می‌کند که اگر فردی به جذبه و اشتیاق واقعی برسد، می‌تواند به هدف خود نزدیک شود، و در غیر این صورت تلاش‌ها بی‌فایده خواهد بود.