شمارهٔ ۳۵ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رفتار محال است ز کوی تو کسی را
نبود گذر از یک سر موی تو کسی را
از عکس تو عکسی است در آیینهٔ اوهام
ور نه خبری نیست ز روی تو کسی را
مشکل که تو را بیند و از جا نرود کس
چون یاد کند شیفته بوی تو کسی را
در هر صفت از خویش برون رفتم و دیدم
جز ذات تو ره نیست به سوی تو کسی را
فریاد و فغان کار سعیداست به کویت
ورنه سخنی نیست ز خوی تو کسی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و خواستههای عمیق شاعر نسبت به محبوب میپردازد. شاعر میگوید که هیچکس نتوانسته از زیبایی و جذبه محبوب فرار کند و حتی تصور آن هم سخت است. او اشاره میکند که هیچ نشانهای از محبوب نیست و تنها تصویرهایی توهمی از او وجود دارد. در هر وصفی که از خود کرده، به این نتیجه رسیده که راهی جز خود محبوب نیست. همچنین، فریادهای عاشقانه او در کوی محبوبش بیپاسخ میماند و بیان میکند که درواقع هیچ چیز دیگری از او ندارند. این شعر نشاندهنده شدت احساسات و اشتیاق شاعر به محبوب است.