نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما

رنگ پریده می شکند آب و تاب ما

پیچیده است حلقهٔ زلفش بر آن میان

گویا ز ماه بسته کمر آفتاب ما

آمد رقیب و باده کشید و خبر کشید

خوش توبه ها شکست ز بوی شراب ما

پیوسته سر دهد به هوای نگاه او

با بحر اتحاد ندارد حباب ما

حشر از میانه نامهٔ ما را برون فکند

شد جمع، خاطر از گنه بی حساب ما

ما عاشقیم هر که به تقلید دم زند

باشد گناه در پی امر صواب ما

آن شعله خو مزاج ندانم چه می کند

آتش فکنده در جگر دل کباب ما

از خط دور عارض و از حلقه های زلف

بر ماه بسته است کمر، آفتاب ما

کوتاه سیر، عمر سعیدا و راه دور

بیهوده نیست در پی جانان شتاب ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، احساسات عمیق عاشقانه و ناپایداری زندگی را با زبانی زیبا و پرمغز بیان می‌کند. شاعر از غیبت محبوب و تأثیر آن بر زندگی‌اش سخن می‌گوید و به رنگ‌پریدگی و شکست‌خوردگی حس و حالش اشاره می کند. او به پیچیدگی عشق و جذابیت زلف محبوب اشاره کرده و از رقیبی که در زندگی‌اش آمده و باده‌نوشی کرده، صحبت می‌کند. شاعر همچنین به گناه و عشقِ او اشاره می کند و ابراز می‌کند که عشق او را به سوزش می‌اندازد. در نهایت، شاعر به تأثیر زمان و تلاش بیهوده در جستجوی محبوب اشاره می‌کند و در عین حال بر عشق و شتاب به سوی جانان تأکید دارد.